العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
252
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
بفرمايد ( تَهْوِي إِلَيْهِم ) دوست بدارند آنها را به خدا سوگند منظور از دعاى ابراهيم ما بوديم كه اگر با دل ما را دوست داشته باشند حج آنها قبول مىشود و گر نه قبول نخواهد شد اگر چنين بود آن وقت از عذاب جهنم در روز قيامت ايمن خواهد . قتاده عرضكرد به خدا ديگر همين طور تفسير خواهم كرد . فرمود قتاده ! منظور قرآن را كسانى درك ميكنند كه با آنها صحبت شده و طرف خطاب قرآن هستند . احتجاج ص 187 - ابو بصير گفت حضرت باقر عليه السلام در مسجد الحرام نشسته بود اطرافش گروهى از ارادتمندان جمع بودند در اين موقع طاوس يمانى با چند نفر از اطرافيان خود آمد . به امام عرضكرد اجازه ميدهى سؤالى بكنم ؟ فرمود اجازه دارى بپرس . عرضكرد چه وقت يك سوم مردم مردند ؟ فرمود اشتباه كردى منظورت اينست كه چه وقت يك چهارم مردم مردند و آن روزى بود كه قابيل هابيل را كشت چهار نفر بودند : آدم ، حواء و قابيل ، هابيل ، در نتيجه يك چهارم از بين رفت عرضكرد صحيح فرموديد من اشتباه كردم . پرسيد كدام يك از اين دو نفر پدر مردم جهان هستند ؟ فرمود هيچ كدام نسل مردم از شيث پسر ديگر آدم بود . سؤال كرد چرا نام آدم را آدم نهادند ؟ فرمود چون سرشت او را از اديم زمين ( قشر زمين ) پائين برداشتند . عرضكرد چرا حواء را حواء ناميدند ؟ فرمود چون از پهلوى يك شخص حى ( زنده ) آفريده شد . پهلوى آدم . سؤال كرد شيطان را براى چه ابليس ناميدند ؟ فرمود چون نااميد از رحمت خدا شده . باز گفت جن را از چه جهت جن ناميدهاند ؟ فرمود زيرا آنها ديده نميشوند . گفت اول دروغى كه در عالم گفته شد چه كسى گفت ؟ فرمود شيطان وقتى گفت من از او بهترم من از آتش و او از خاك . گفت كدام دسته بودند كه شهادت درست دادند ولى دروغ ميگفتند ؟ فرمود منافقين . آن موقعى كه گفتند ما گواهيم بر اينكه تو پيامبرى . خداوند در اين آيه ميفرمايد إِذا جاءَك الْمُنافِقُون قالُوا نَشْهَدُ إِنَّك لَرَسُول اللَّه وَ اللَّه يَعْلَم إِنَّك لَرَسُولُه وَ اللَّه يَشْهَدُ إِن الْمُنافِقِين لَكاذِبُون « 1 » .
--> ( 1 ) زمانى كه منافقين ميگويند ما گواهى ميدهيم تو پيامبرى خدا ميداند كه تو پيامبرى ولى منافقين دروغ ميگويند .